محمد ابراهيم آيتى

499

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

را با نامه‌اى مشتمل بر دعوت به اسلام نزد « منذر بن ساوى عبدى » : پادشاه « بحرين » فرستاد ، « منذر » اسلام آورد و پاسخ نامهء رسول خدا را نوشت و كسب تكليف كرد كه با مجوس و يهود بحرين چگونه رفتار كند ، رسول خدا او را همچنان بر حكومت « بحرين » باقى گذاشت و دربارهء مجوس و يهود « بحرين » هم اگر اسلام نياوردند دستور جزيه داد . نامهء جبلة بن أيهم رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - نامه‌اى به « جبلة بن أيهم » پادشاه « غسّان » نوشت و او را نيز به قبول اسلام دعوت فرمود ، « جبله » اسلام آورد و نامه‌اى مشتمل بر اظهار اسلام و انقياد نسبت به رسول خدا نوشت و هديّه‌اى هم تقديم داشت ، و همچنان مسلمان بود تا آنكه روزى در زمان « عمر » در بازار « دمشق » راه مىرفت ، مردى از « بنى مزينه » را لگد كرد ، مرد « مزنىّ » بر جست و سيلى به صورت او نواخت ، او را گرفتند و نزد « أبو عبيدة بن جرّاح » بردند و گفتند : اين مرد ، به صورت « جبله » سيلى نواخته است . « أبو عبيده » گفت : « جبله » هم با وى چنان كند ، گفتند : نبايد كشته شود ؟ گفت : نه ، گفتند : نبايد دست وى بريده شود ؟ گفت : نه ، فقط خداى - متعال حقّ قصاص قرار داده است . « جبله » گفت : شما نظر مىدهيد كه : من روى خود را مانند روى بزغاله‌اى قرار دهم كه از كنار بيابان آمده است ؟ اين دين بد دينى است . سپس به كيش نصرانى بازگشت و با قبيلهء خود رهسپار ديار روم شد [ 1 ] .

--> [ 1 ] - نامه‌هاى ديگر را در كتاب طبقات ابن سعد ، ج 1 ، ص 263 - 291 ، چاپ بيروت ، 1380 ملاحظه كنيد .